تبليغاتX
السلام علیک یاروح الله .

السلام علیک یاروح الله .

درغیاب شهدای انقلاب وجنگ :

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان عزیزفردای قیامت وروز حساب در برابر شهدای انقلاب وجنگ چه جوابی داریم به این عزیزان بدهیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط محسن  | 

دعوتنامه های اهل کوفه :

بسم الله الرحمن الرحیم

دعوتنامه های اهل کوفه به امام حسین (ع)

راوی می‌گوید: [وقتی] مردم کوفه خبر رسیدن امام حسین(ع) به مکه و امتناع حضرت از بیعت با یزید را شنیدند، در منزل سلیمان بن صرد خزاعی گرد هم آمدند و هنگامی که جمعشان کامل شد سلیمان بی صرد برای ایراد خطبه در میان آنان برخاست و در پایان سخنانش چنین گفت: ای شیعیان، همه شما می‌دانید که معاویه هلاک شده و نزد خدایش برگشته و گرفتار کردار خویش است و فرزندش یزید به جای او نشسته، و این حسین بن علی(علیهماالسلام) است که با او مخالفت کرده و از شرّ ظالمان و یاغیان بنی امیه یه مکه پناه برده و شما شیعه او هستید همانگونه که قبل از او شیعه پدرش بودید، و اما امروز او به یاری شما نیاز دارد، پس اگر می‌دانید که او را یاری می‌کنید و با دشمنش می‌جنگید، این را برای او در نامه‌ای بنویسید و اگر از سستی و ناتوانی خویش در هراسید او را بیهوده فریب ندهید.


راوی می‌گوید: پس از سخنان سلیمان بن صرد در نامه‌ای برای امام(ع) چنین نوشتند:

بسم الله الرحمن الرحیم

به حسین بن علی امیرالمومنین(ع)، از سلیمان بن صرد خزاعی و مسیب بن نجبه و رفاعۀ بن شداد و حبیب بن مظاهر و عبدالله بن وائل و شیعیان دیگرت از مومنان.

درود خداوند بر تو، اما بعد، حمد و سپاس مخصوص خدایی است که دشمنت را در هم کوبید، همانگونه که از قبل با دشمن پدرت نمود، دشمن جبار و معاند و غاصب و ستمگری که امر حکومت این امت را غصب کرده و اموالشان را به غارت برد و بدون رضایتشان بر آنان حکمرانی نمود، آنگاه نیکانشان را کشت و بدانشان را باقی گذاشت و اموال آنها را در اختیار ستمگران و ظالمان قرار داد، پس از رحمت حق دور باد همانطور که قوم ثمود دور شد.

همانا ما امامی جز تو نداریم پس به نزد ما بیا، شاید که خداوند ما را به وسیله تو به گرد حق جمع کند، نعمان بن بشیر اکنون در کاخ حکومتی است و ما در هیچ نماز جمعه و جماعت وی حاضر نمی‌شویم و برای هیچ عیدی با او (برای نماز عید) خارج نمی‌شویم و اگر به ما خبر رسد که تو به سوی ما می‌آیی او را از کوفه اخراج خواهیم کرد تا به شامیان ملحق شود.

درود و رحمت و برکات خداوند بر تو ای پسر رسول خدا(ص) و بر پدرت که قبل از تو بود «و لا حول و لاقوۀ الا بالله العلیّ العظیم».

پس از ارسال نامه دو روز صبر کردند، آنگاه دوباره گروهی را با حدود یکصد و پنجاه نامه که هر نامه‌ای با امضای یک، یا دو، و یا چهار نفر بود به سوی امام(ع) فرستادند و از ایشان درخواست نمودند که به جمع کوفیان تشریف بیاورند. با این حال امام حسین(ع) مدتی صبر کرده و جوابشان را ندادند. تا اینکه در یک روز ششصد نامه به دست حضرت رسید و پس از آن در دفعات مختلف نامه‌های زیادی ارسال شد که تعداد دوازده هزار نامه در نزد آن حضرت جمع شد.

بعد از آن، کوفیان، هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی را با آخرین نامه‌ای که به دست امام حسین(ع) می‌رسید به سوی آن حضرت فرستادند، که در آن چنین نوشته شده بود:

بسم الله الرحمن الرحیم

به حسین بن علی(ع) از شیعیانش و شیعیان پدرش امیرالمومنین(ع) اما بعد، همانا مردم در انتظار تو هستند و به غیر تو نظری ندارند، پس به سوی ما بشتاب ای فرزند رسول خدا(ص) که باغها سرسبز گشته و میوه‌ها رسیده، زمین خرم و آباد شده و درختان پربرگ گردیده، اگر خواستی به سوی ما بیا که سپاهی با سربازان بسیار برای تو مهیا گشته.

درود و رحمت و برکات حق بر تو و پدرت که پیش از تو بوده.

امام حسین(ع) بعد از قرائت نامه به حاملان آن یعنی هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی فرمودند:

«به من بگویید، این نامه‌ای که برایم آورده‌اید چه کسانی نوشته‌اند؟»

آن دو گفتند: یا بن رسول الله، نویسندگان نامه اینانند: شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، یزید بن حارث، یزید بن رویم، عروۀ بن قیس، عمرو بن حجاج، محمد بن عمیر بن عطارد.

مبع :
http://www.3noqte.com/main/content/view/5224/101/
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط محسن  | 

جسد شهید بزرگواربعد از16 سال :

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوافی سبیل الله امواتابل احیاء عند ربهم یرزقون

صدق الله العلی العظیم

این تصویرمربوط به (شهیدمحمد شفیعی)میباشد که بعد از 16 سال اززیر خاک سالم بیرون آمده

وبرای انتقال جسد این شهید بزرگوار که درعراق مدفون بودند بعد از 16 سال نبش قبرمیشن باکمال تعجب

همگان متوجه سالم بودن جسم مبارکش میشوند واین عکس مربوط همان زمان بعد ازنبش قبر از ایشان برداشته شده است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

دری که قفل نبود "

بسم الله الرحمن الرحیم

داستان دری که قفل نبود ؟؟؟

پادشاهي مي خواست نخست وزيرش را انتخاب كند. چهار انديشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقي قرار دادند و پادشاه به آنان گفت كه: «در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يك جدول رياضي باز خواهد شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل كنيد مي توانيد در را باز كنيد و بيرون بياييد».
پادشاه بيرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادي روي قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.
نفر چهارم فقط در گوشه اي نشسته بود. آن سه نفر فكر كردند كه او ديوانه است. او با چشمان بسته در گوشه اي نشسته بود و كاري نمي كرد. پس از مدتي او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،
باز شد و بيرون رفت!
و آن سه تن پيوسته مشغول كار بودند. آنان حتي نديدند كه چه اتفاقي افتاد!
كه نفر چهارم از اتاق بيرون رفته.
وقتي پادشاه با اين شخص به اتاق بازگشت، گفت: «كار را بس كنيد. آزمون پايان يافته.
من نخست وزيرم را انتخاب كردم». آنان نتوانستند باور كنند و پرسيدند:
«چه اتفاقي افتاد؟ او كاري نمي كرد، او فقط در گوشه اي نشسته بود. او چگونه توانست
مسئله را حل كند؟» مرد گفت: «مسئله اي در كار نبود. من فقط نشستم و نخستين
سؤال و نكته ي اساسي اين بود كه آيا قفل بسته شده بود يا نه؟ لحظه اي كه اين احساس را كردم فقط در سكوت مراقبه كردم. كاملأ ساكت شدم و به خودم گفتم كه از كجا شروع كنم؟
نخستين چيزي كه هر انسان هوشمندي خواهد پرسيد اين است كه آيا واقعأ مسأله اي وجود دارد، چگونه مي توان آن را حل كرد؟ اگر سعي كني آن را حل كني تا بي نهايت به قهقرا خواهي رفت؛
هرگز از آن بيرون نخواهي رفت. پس من فقط رفتم كه ببينم آيا در، واقعأ قفل است يا نه و ديدم قفل باز است».
پادشاه گفت: «آري، كلك در همين بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم كه يكي از شما پرسش واقعي را بپرسد و شما شروع به حل آن كرديد؛ در همين جا نكته را از دست داديد. اگر تمام عمرتان هم روي آن كار مي كرديد نمي توانستيد آن را حل كنيد.
اين مرد، مي داند كه چگونه در يك موقعيت هشيار باشد. پرسش درست را او مطرح كرد».
این دقیقا مشابه وضعیت بشریت است، چون این در هرگز بسته نبوده است!
  منبع :
http://www.3noqte.com/main/content/view/4169/162/

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 7:12 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

مابرای این انقلاب چه کرده ایم2 .

بسم الله الرحمن الرحیم

مابرای این انقلاب چه هاکه نکرده ایم؟؟؟؟

ما برای این ملت از تولیدات (شرکت نستله) این دفعه (نسکافه)بصورت رایگان دربعضی ازشهرهای بزرگ میدهیم واین ملت ازرایگان بودن (نسکافه) خیلی هم استقبال میکنند این خودش یک نوع تبلیغ ازشرکت ( نستله )حالااین شرکت مال دوست یادشمن هست خود ملت هم خبر ندارند؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 6:51 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

هرگز زودقضاوت نکن "

بسم الله الرحمن الرحیم

هرگز زود قضاوت نکن !

 
مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.
 
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟

مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند.

  منبع : http://www.3noqte.com/main/content/view/5533/162/

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 6:52 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

گزیده ای ازبیانات حضرت امام (ره)درباره ابرقدرتها "

بسم الله الرحمن الرحیم

گزیده ای ازبیانات حضرت امام (ره)دربارهْ ابرقدرتهای استعمارگر.

ابرقدرتها آن لحظه‏اى كه منافعشان اقتضا كند شما و قديمى‏ترين وفاداران و دوستان خود را قربانى مى‏كنند و پيش آنان دوستى و دشمنى و نوكرى و صداقت ارزش و مفهومى ندارد. 2/2/59

امروز تمامى قدرتها و ابرقدرتها مصمم شده‏اند تا ريشه اسلام ناب رسول گراميمان صلى‏الله عليه و آله وسلم - را قطع كنند. 2/2/59

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 7:5 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

گزیده ای ازوصیتنامه امام خمینی(ره)

بسم الله الرحمن الرحیم .

دوستان گرامی این بخشی ازوصیتنامه امام خمینی(ره)را با دقت بخوانید ودرمتن این وصیتنامه ملاحظه فرمائیدکه چه جملاتی نهفته است .

من با جرات مدعی هستم كه ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضربهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله - و كوفه و عراق درعهد امیرالمومنین و حسین بن علی - صلوات الله و سلامه علیهما - می باشند. آن حجاز كه در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله - مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی كردند و با بهانه هایی به جبهه نمی رفتند، كه خداوند تعالی در سوره "توبه " باآیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است . و آنقدر به ایشان دروغ بستند كه به حسب نقل ، در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق وكوفه كه با امیرالمومنین آنقدر بدرفتاری كردند و از اطاعتش سر باز زدند كه شكایات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاریخ معروف است . و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سیدالشهدا - علیه السلام - آن شد كه شد. و آنان كه درشهادت دست آلوده نكردند، یا گریختند از معركه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز می بینیم كه ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها، با كمال شوق و اشتیاق چه فداكاریها می كنند و چه حماسه هامی آفرینند. و می بینیم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهای ارزنده می كنند.و می بینیم كه بازماندگان شهدا و آسیب دیدگان جنگ و متعلقان آنان باچهره های حماسه آفرین و گفتار و كرداری مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبه رو می شوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی كه نه در محضر مبارك رسول اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - هستند، و نه در محضر امام معصوم -صلوات الله علیه . و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است . و این رمزموفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است . و اسلام باید افتخار كند كه چنین فرزندانی تربیت نموده ، و ما همه مفتخریم كه در چنین عصری و در پیشگاه چنین ملتی می باشیم .

و اینجانب در اینجا یك وصیت به اشخاصی كه به انگیزه مختلف باجمهوری اسلامی مخالفت می كنند و به جوانان ، چه دختران و چه پسرانی كه مورد بهره برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اندمی نمایم ، كه بیطرفانه و با فكر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان كه می خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و كیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده های محروم و گروهها و دولتهایی كه از آنان پشتیبانی كرده و می كنند وگروهها و اشخاصی كه در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می كنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضعهایشان درپیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی كنید، و مطالعه كنیدحالات آنان كه در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند، و ارزیابی كنید بین آنان و دشمنانشان ؛ نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید كدام دسته طرفدارمحرومان و مظلومان جامعه هستند.

برادران ! شما این اوراق را قبل از مرگ من نمی خوانید. ممكن است پس ازمن بخوانید در آن وقت من نزد شما نیستم كه بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان برای كسب مقام و قدرتی با قلبهای جوان شما بازی كنم . من برای آنكه شما جوانان شایسته ای هستید علاقه دارم كه جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف كنید تا سعادت هر دو جهان را دریابید. واز خداوند غفور می خواهم كه شما را به راه مستقیم انسانیت هدایت كند و ازگذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوندهمین را بخواهید، كه او هادی و رحمان است .

منبع :http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=11673

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

مابرای این انقلاب چه کرده ایم 1 .

بسم الله الرحمن الرحیم

مابرای این انقلاب چه کرده ایم :

مایک عدهْ به اموال بیت المال حمله کردیم

آنهارا آتش زدیم وشعار دادیم تقلب تقلب تقلب .

مابرای این انقلاب چه کرده ایم :

پارچه های بارنگ مخصوص چه دختر چه پسر بر سروگردن ودستهایمان بستیم وشعار تقلب سر دادیم .

مابرای این انقلاب چه کرده ایم :

به مسئولین ونظام مقدس جمهوری اسلامی ایران توهین وتهمتهای ناروا زدیم .

مابرای این انقلاب چه کرده ایم :

شعارهایمان را در راهپیمائیها عوض کردیم وبه نفع اسلام ؟؟؟؟؟ شعار میدهیم ؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 3:36 قبل از ظهر  توسط محسن  | 

صلوات علی محمدوآل محمد .

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرج مولانا صاحب العصر والزمان الامام المهدی علیه السلام .اللهم اخذل اعدائنا وانصرنا علی القوم الظالمین .اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع لهم علی ذالک .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 5:45 قبل از ظهر  توسط محسن  |